چند سال قبل آقاي پناهيان روز عاشورا روي منبر فرياد مي زد: « امام حسين را اشقيا نكشتند! امام حسين را مردّدها كشتند...!! » عجیب این روزها به یاد این حرف می افتم.
این بچه سنّي هاي غزه عجب محرّم امسال ما را عاشورايي كرده اند...
بعداْ نوشت.۱: نمی دانم چرا بعضی ها تا این جمله آخر را می خوانند یکباره رگ وحدت شان متورم می شود. ( انگار نه انگار که من خودم عمری نان همین را خورده ام!! ) عزیز جان! اگر در این جمله تعریضی هم باشد نه به تسنن آنها که به نوع شیعه گری ماست. حالا احتمالاْ عده ای پیدا می شوند که به حمیت شیعی شان بر خورده است. چنین باد!
بعداْ نوشت ۲ : یکی از خوبی های مقالات حاج ابراهیم محمدزاده در کیهان کدهای به جا و تر و تازه ای است که از گنجینه صحیفه امام در می آورد:
-
من گاهی فکر می کنم که از اولی که این نهضت شروع شد، که باید گفت مبدأش 15 خرداد بود، تا حالا هر قصه ای که واقع شده است و هر چیزی که ما از دست دادیم، آیا ما در ازایش دریافتی کرده ایم یا نه؟ مثلاً، آن وقتی که قبل از 15 خرداد که خوب، یک اجتماع کوچکی برای مخالفت با آن چیزهایی که آن وقت واقع شد تشکیل شد. آن وقت، چنانچه شاه مخلوع به ما یک روی خوشی نشان می داد. این انقلاب حاصل نمی شد، اگر قبول می کرد. ما مسائل خیلی بزرگی آن وقت نداشتیم، اگر آن وقت قبول می کرد آنها را، خوب، قهراً سست می شدند آنهایی که مخالف بودند و نمی رسید به این مسئله... اگر 15 خرداد پیش نیامده بود و آن کشتار ناهنجار و ظلم و ستم بزرگ واقع نشده بود، ممکن بود که منتهی به این مسائل نشود. در هر قصه ای که واقع می شد، یک بهره ای قهراً برداشته می شد. اگر 17 شهریور آن مسائل واقع نمی شد و آنها گذاشته بودند مردم صحبتشان را می کردند، چه می کردند. منتهی به این نمی شد که باید برود... یا شاه معدوم می گفت که من حاضرم که عمل کنم به قانون اساسی و چه بکنم. خوب این صحبت ها پیش نمی آمد. لکن آن شرارتی که آنها کردند در مقابلش بهره اش این بود که منتهی شد به سقوط، سقوط شاهنشاهی 2500 ساله. در هر قصه ای که پیش آمد و به ما صدمه ای وارد شده در ازای او. یک بهره خوبی ما داشتیم...
این بار کدام فتوحات عظیم در پیش است؟
