تبليغاتX
خصوصی نیست ...! - در ستایش شرم

خصوصی نیست ...!

یادداشت های غیر خصوصی یک مسلمان بنیادگرا دربارۀ سیاست ، فرهنگ و دانشگاه

( لبیک به خروش وبلاگی در حمایت از مقاومت افسانه ای مردم غزه )

به اندازه کافی شعار داده ایم، بیانیه صادر کرده ایم، تطاهرات بی حس و حال راه انداخته ایم و مشت هایمان را کم رمق به سمت آسمان پرتاب کرده ایم. خودمان هم خسته شده ایم. گفتنش سخت است ولی بس است هر چه لاف آمادگی برای اعزام به خط مقدم نبرد با کفر و استکبار زدیم. دیگر حتی در ساده دل ترین مان هم شوری بر نمی انگیزد. روزگار غریبی است!

تنها چیزی که می تواند کمی و فقط کمی خارج از فضای شعار و رجز خوانی مورد تأمل قرار گیرد و در عین حال تبدیل به یک ایده سیاسی رادیکال شود، غبار روبی از سلاح خاک گرفته ای به نام نفت است. همان سلاحی که در جنگ 1973  تنها پیروزی نصفه و نیمه اعراب بر اسرائیل را موجب شد.

پارسال وقتی این ایده در قالب یک بیانیه از طرف بسیج دانشگاه تهران مطرح شد، واکنش برخی سایت های اصولگرا انعکاس تؤام با تمسخر آن بود. ( راستی که اصولگرا بعضی اوقات عجب لغت نفرت انگیزی می شود!) در یکی از همین سایت ها چند پیام مردمی (!) هم ذیل بیانیه آمده بود که مضمون تقریبی آنها را می شود در این چند جمله خلاصه کرد : اینها را باش! اینها چه جور دانشجو هایی هستند؟ از کدام سیاره آمده اند؟! چطور این اصل بدیهی روابط بین الملل را نمی فهمند که ما باید به فکر منافع ملی خودمان باشیم. ( اگر دقت کرده باشید این منافع ملی هم از آن عباراتی است که بعضاً خیلی تهوع آور می شود!! )

درست است که حربه بستن شیر های نفت جز با همراهی تولید کنندگان بزرگی چون عربستان، کویت ، امارات و ... کارآیی ندارد. درست است که اینها اگر هم در پروژه ساقط کردن دولت حماس همدست صهیونیست ها نباشند مصداق « سمعت بذلک فرضیت به » هستند. ولی طرح رسمی این پیشنهاد از جانب جمهوری اسلامی و مانور سیاسی و تبلیغاتی روی آن قطعاً ضرری ندارد.منطق آن هم واضح است : اگر مردم غزه برای گرم کردن خانه هایشان سوخت ندارند، دلیلی وجود ندارد که مردم نیویورک و لندن و پاریس و توکیو و شانگهای شرایط متفاوتی داشته باشند.

از همین حالا هم به همه دلسوزان و سینه چاکان منافع ملی تضمین می دهم که هیچ چیز کلمه مقدس شما را تهدید نمی کند. بستن شیر نفت یک تهدید خشک و خالی است. همین . نه قرار است برق خانه هایتان مثل خانه های مردم غزه قطع شود، نه سهمیه آرد نانوایی محلتان محدود شود، نه بنزین ماشین هایتان کم شود، نه خدای نکرده کسب و کارتان آسیبی ببیند. گاز هم که می گویند امسال مشکلی ندارد و می توانید شب های زمستان امسال در کنار حرارت مطبوع شوفاژ و بخاری منزل سریال تماشا کنید و تخمه بشکنید. خلاصه خیالتان از منافع ملی راحت باشد. کسان دیگری هستند که به جای ما در حال جنگیدن هستند، به جای ما محاصره می شوند، به جای ما شب های سرد بدون برق را متحمل می شوند، به جای ما بچه هایشان از فقدان دارو روی دستشان تلف می شود ( البته اشکالی ندارد! عادت کرده اند. ضمن اینکه آنها به اندازه ما احساسی و عاطفی نیستند! ). ۱

خیلی دلم می خواست که پُستی در ستایش شرم بنویسم. حالا که نشد تیترش را که می توانم بزنم!!


۱- البته دور از جان اکثریت با شرف و مقاوم مردم این آب و خاک. همانها که رابطه متراژ خانه هایشان با وسعت دلشان کاملاً عکس است. همانان که روزگاری نه چندان دور سرمشق مقاومت را برای ملت ها با خون فرزندانشان نگاشتند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت 21:30  توسط سجاد صفار هرندی  |